سرمقاله : شوک زده چون سیما هر پدیده نویی با آسیب های فراوان برای جامعه ی جوان همراه
است. موسیقی رپ نیز با ورودش جوی متفاوت در میان جوانان
ایجاد کرد. عده ای که از موسیقی پاپ دوری می جستند با
شنیدن ریتمیک جملات مجذوب آن شدند ، به گونه ای که حال پس
از گذشت شش سال "رپ" به سبک محبوب بسیاری از پیگیران
موسیقی داخلی تبدیل شده است. اما این روند زمانی به ابتذال
کشیده شد که سعی کرد هدفی خلاف ماهیت اش برگزیند. موسیقی
که در ابتدا آنقدر معترض بود که همه از شایعه ی دستگیری
خواننده اش سخن می گفتند دیگر چیزی از خالتور های داخل و
شش و هشتی های آن ور آب کم نداشت! در چنین اوضاعی سیما
روال همیشگی اش برای تخریب پدیده های نو را در پیش گرفت............. ادامه مطلب
هنر : داستان ونیز! جشنواره فیلم ونیز ، به عنوان
قدیمی ترین فستیوال جهانی فیلم ،در حالی شصت و
پنجمین دوره برگزاری خود را در جزیره لیدوی ونیز
جشن می گیرد که شاهد حضور چهار فیلم از کارگردانان
ایرانی تبار در بخش های مختلف خود است .امیر نادری
فیلمساز باسابقه ایرانی که مدت هاست در امریکا
ساکن است فیلم « وگاس: بر اساس یک داستان واقعی »
را در جشنواره دارد. رامین بحرانی، دیگر کارگردان
ایرانی مقیم نیویورک « خداحافظ سولو » را به
جشنواره آورده .که هر دوی این فیلم ها از سوی
سینمای امریکا در جشنواره حضور دارند .و اما بهمن
معتمدیان ،کارگردان جوان ایرانی ،فیلمی را به لیدو
فرستاده که از سوی برگزارکنندگان فستیوال به عنوان
سورپرایز جشنواره شصت و پنجم معرفی شده. « خستگی »
روایتگر زندگی هفت ترانس سکسوال در تهران است و
مشکلات آنها در تقابل با خانواده و جامعه را حکایت
می کند............ ادامه مطلب
ادبیات :
عاشقانه ها ديگر صداي تيشه از بيستون نيامد گويي به خواب شيرين فرهاد
رفته باشد
بي شك اوج هنر نظامي را در منظومه ي «خسرو و شيرين» مي
توان مشاهده كرد. اين منظومه، دومين اثر از خمسه ي نظامي
است كه سرايش آن در سال 576 پايان يافت:
گذشته پانصد و هفتاد و شش سال
نزد بر خط خوبان كس چنين فال
اين كتاب در 6500 بيت سروده شده و نظامي آن را به «اتابك
شمس الدين محمد جهان پهلوان بن ايلدگز» پيشكش نموده است و
بعد از گذشت سال 576 هجري، شاعر در اين منظومه تجديد نظر
هايي كرده و علاوه بر ذكر نام اتابك شمس الدين محمد، نام
طغرل بن ارسلان سلجوقي و قزل ارسلان بن ايدگز را هم ذكر
كرده است............
ادامه مطلب
زنان : بیداریخانه نسوان: نيمه روايت نشده اي از تاريخ بسياري مواقع وقتي پاي برابري استعداد و تواناييهاي فردي
زنان و مردان در حوزههاي مختلف به ميان ميآيد، همواره
عدهاي تاريخ را دليل ميآورند كه در آن اسم كمتر زني به
عنوان دانشمند يا هنرمندي مهم و تاثيرگذار ثبت شده است!
اين استدلال هنوز كه هنوز است طرفداران خود را دارد،
طرفداراني كه به پشتوانه تاريخ مردسالارانه، ادامه سلطه
مردان را در آينده نويد ميدهند، در مقابل اما، عدهاي از
استعدادهايي ميگويند كه در مطبخها خشكيد، از صداهايي كه
خاموش شد، از تلاشهايي كه در كتابهاي قطور تاريخ، چند
سطر هم به آنها اختصاص نيافت و مشكل همينجاست، اين عده بر
خلاف دسته اول، جز فرضياتشان، تاريخي مكتوب و مستند
ندارند تا گواه درستي سخنانشان باشد! به وجود استعدادهاي
ناب زنانه و تلاشهاي خستگيناپذير و موثر در تمام زمانها
ايمان دارند ولي افسوس كه از اين همه جز تني چند كه آنها
هم آنطور كه بايد و شايد شناخته و معرفي نشدهاند ، تاريخ
چندين هزار ساله مردسالار ما، چشم بر آن عده ديگر بسته
است........... ادامه مطلب
ورزش : المپیک تلخ (پرونده ناکامی در
المپیک پکن) در المپیک پکن ورزش ایران شکست تلخی را
پذیرا شد.شکستی که در تاریخ این رقابتها برای
ایران ثبت گردید و به آرشیو بازیها پیوست،ناکامی
در این رقابتها در زمانی به وقوع پیوست که
ورزش،دیگر تنها ورزش نیست و بلکه جایگاه بسیار
مهمی در سیاست های دولتهای جهان دارد و به نوعی
اثبات بسیاری از توانمندی ها و ارزشهای کشورهاست.
بهترین شیوه برای نشان دادن قدرت و به نوعی فرهنگ
و تمدن خود به جهانیان است. آنچه بارز و مسلم است
در این رقابتها نتوانستیم نتایجی که انتظار می رفت
را کسب کنیم و پیدا کردن مقصر یا مقصرها وظیفه ای
سنگین بر دوش مسئولین امر. مسئولینی که شاید خود
نیز در کسب این نتایج دخیل بوده اند،اما کار باید
طبق اصول خود پیش برود و مقصر ناکامی و دلایل این
تجربه تلخ واضح و شفاف در اختیار مردم قرار
بگیرد..............
ادامه
مطلبباشگاه نگاهانه:
اگر دوست دارید یکی از اعضای باشگاه نگاهانه باشید
، هر چه سریعتر یادداشت ها یا خاطراتتان را درباره
ی موضوع این هفته ی باشگاه برایمان ارسال نمایید.
بهترین آثار در کنار یادداشت های نویسندگان
نگاهانه در صفحه ی باشگاه قرار می گیرند:
موضوع این شماره: کنکور و تصویر ذهنیتان
از دانشگاه پیش از قبولی
نحوه ی ارسال:
negahane@yahoo.com
Untitled 1
یادداشت رضا یزدانی در مجله ی نسیم هراز به یاد فرهاد ، خواننده ی
بی تکرار:
درموزیک فارسی هیچوقت نتوانسته نظر من را به خود جلب کند. کارهای ایرانی
را کم تر شنیدهام و این میان، معدود آثاری بودهاند که دوست داشتم دوباره
بشنوم؛ کارهای «فریدون فروغی»، «فرامرز اصلانی» و البته «فرهاد مهراد» که
همگی از خوانندگان متفاوت و قابل احترام ما به شمار میروند. بین این هنرمندان، فرهاد به دلایل متعددی برایم برجستهتر بوده است؛
چه از لحاظ شخصیت والایش، ایستادگی و تفکر خاصاش و چه از نظر سواد
موسیقایی، گویش و اجرایش و... او هنرمندی مولف و صاحبسبک بود که سابقه شنیداری غنیای هم داشت.
شنیدهایم که به موسیقیهایی مثل «دورز» یا «بیتلز» دلبسته بوده و کار خود
را با خواندن آثار این گروهها آغاز کرد. زمانی که «مسعود کیمیایی» پیشنهاد
اجرای تیتراژ «رضا موتوری» را به او داد، هنوز خواندن به زبان فارسی برای
فرهاد عادت نشده بود. او نوع خواندن منحصر به فردی داشت و دیگر اینکه انتخابهایش متفاوت
از دیگران بود و باعث برجستهتر شدن کار او نسبت به سایر خوانندگان شد.
آثار اجتماعی فرهاد بسیار تحسینبرانگیزند و باید گفت اینکه هنرمندی از
چیزهایی دیگر بخواند، حرف دیگری بزند، کار دیگری بکند و خواهشهای دل را
زیر پا بگذارد، کار هرکس نیست. او میتوانست این سختیها را به خود ندهد و
مثل دیگران، در راه آسان قدم بگذارد. ولی با شنا کردن در خلاف مسیر، به
راهی قدم گذاشت که نهایتاً از او شخصیتی یگانه به نام «فرهاد» ساخت. اعتراف
میکنم که شخصاً توان انجام آنچه فرهاد کرد را ندارم و استواری شخصیت این
مرد مثال زدنی است. البته این به معنی تمایل من به تقلید از فرهاد نیست. متاسفانه
بعضیها سبک و صدای من را تلفیقی از فریدون (فروغی) و فرهاد میدانند. در
حالی که همیشه سعی کردهام مُهر و امضای خودم را داشته باشم و کارهایم به
آثار کسی شباهت نداشته باشد. با این حال، چنین شباهتهایی طبیعی است؛
چراکه سابقه شنیداری من هم از آثار راک مورد علاقه آن ها نشات میگیرد. ضمن
اینکه سبک کار و سعی در متفاوت بودن، این احساس را در شنونده ایجاد میکند
و نزدیکی، ناخودآگاه به وجود میآید. حتی در مورد همکاری با مسعود کیمیایی،
که زمانی فرهاد در همین جایگاه بوده است. اولین باری که «آقای کیمیایی»
برای نظارت بر کار ما به استودیو آمد، این قضیه را به زبان آورد. با «یغما
گلرویی» مشغول ضبط تیتراژ فیلم «حکم» بودیم که او گفت: «این حال و هوا، من
را برد به سالهای دور؛ به زمان ضبط تیتراژ رضا موتوری و همکاری با فرهاد و
اسفندیار منفردزاده...»
این جمله مسعود کیمیایی در ذهن من حک شده و برایم مایه افتخار است که «یکی
از نسل متفاوتها» به حساب بیایم.....